جایگاه بیوکراسی در جهان پساکرونا

چه بخواهیم و چه نخواهیم محیطزیست مساله اول دنیای ما در قرن ۲۱ است اما در این میان برخی از سیاستمداران و فعالان اجتماعی به ویژه راستهای افراطی در آمریکا و اروپا با شروع فعالیت کنشگران محیط زیست در سرتاسر جهان در اواخر قرن بیستم، قصد داشتند تا با این حرکت مقابله کنند.
آنها هیچ تمایلی نداشتند تا با این واقعیت کنار بیایند و علت اصلی آن هم عمدتا دیدگاه توسعهمحور و چپاول گرایانه آنها نسبت به طبیعت بود.
این سیاستمداران همواره سعی میکردند تا دانشآموختگان و به ویژه فعالان محیطزیست را متهم به افراطگرایی کنند تا همیشه در موضع ضعف و دفاع قرار داشته باشند و نتوانند گفتمانی را که مد نظرشان است در جامعه شکل بدهند اما با آغاز قرن بیست و یکم میزان هشدارهایی که از سوی دانشمندان محیطزیست و اقلیمشناسان از تریبونهای رسمی به کشورهای توسعه یافته داده میشد، شدت گرفت واین باعث شد تا فعالیت کنشگران محیطزیست در سرتاسر دنیا افزایش پیدا کند.
در سالهای گذشته موضوعات بسیاری در فضای اجتماعی غرب پیرامون محور محیطزیست شکل گرفت از استفاده عقلایی از طبیعت و بحث توسعه پایدار تا جنبشهایی در طرفداری از گیاهخواری و وگانیسم که همه اینها در نهایت تبدیل به یک موضوع بحث و یا سبک زندگی و رژیم غذایی شد.
با شروع سال ۲۰۲۰ میلادی اما ویروس کرونا که بسیاری بیدلیل آن را منحوس نیز میخوانند تمامی دولتهای بزرگ و اقتصادهای پرقدرت را در جهان به زانو درآورد کاری که کرونا با افکار عمومی جهان کرد را هیچ دانشمند و فعال محیطزیستی با یافتهها و سخنرانیهای خود نمیتوانست انجام دهد. هرچند تلفات این ویروس در جهان بسیار قابل توجه بود اما فهم عمومی مردم جهان را در وهله اول نسبت به مقوله بهداشت و در وهله دوم نسبت به محیطزیست افزایش داد.
در این میان اما بحثهایی بین کنشگرانی که محیطزیست را به عنوان یک متد و راه و روش برای زندگی خود میدانند و به عنوان بیوکرات شناخته شدهاند، در گرفت. این بحثها هنوز جایگاهی در افکار عمومی جامعه جهانی پیدا نکرده است اما شوکی که کرونا و نگرانیهای جهان پساکرونا به مردم وارد کرده است میتواند این مقوله را بیش از پیش در جامعه مطرح کند.
به اعتقاد عمده بیوکراتها دموکراسی ناتوان از انتخاب مسیر درست برای آینده بشریت است زیرا قوانینی که دموکراسی با آن سعی دارد بر ملتها حکومت کند دچار تضاد منافع بسیاری با قوانین حاکم بر طبیعت است و کرونا برگ برنده اثبات این ادعا خواهد بود. حال تا چه میزان این گفتمان میتواند در دیسکورس سیاسی جهان پساکرونا جایگاهی برای خود باز کند بسته به میزان ماندگاری یا فراموشی داستان کرونا در افکار عمومی جامعه جهانی خواهد داشت.
✒یادداشت مسعود لاهوت
