خلق تراژدی غمبار مرگ خاموش «بالیقلی چای»

نویسنده: حامد مصطفائی آگاه
صدای پای آب در رودخانه بالیقلوچای اردبیل به بهانههای مختلف به گوش نمیرسد. اتفاقی که به خلق تراژدی غمبار مرگ خاموش هزاران آبزی منجر می شود. برای هر اردبیلی به شمارش افتادن نفسهای آبزیان، گرفتار شدن در گودالی کوچک و سپس یافتن لاشههای این جانداران زبان بسته تبدیل به یک روزمرگی شده که هر سال نیز تکرار میشود.
جالب آن که همه این اتفاقات در هسته مرکزی شهر اردبیل در جلوی دیدگان عموم مردم رقم میخورد. ولی گویا بلند شدن طبل رسوایی بیتدبیری و گرفته شدن جانِ جانداران؛ اهمیت چندانی برای مسئولان ندارد. چرا که اگر غیر این بود، در این همه سال راهکاری برای جلوگیری از تلف شدن آبزیان اندیشیده میشد.
سال پیش در پی مطالبهگری مردم و رسانهها، دادستانی اردبیل به عنوان مدعی العموم به موضوع تلف شدن آبزیان این رودخانه ورود پیدا کرد. به محض ورود دستگاه قضائی در کسری از ثانیه آبباریکهای به عرض کمتر از یک و نیم متر در کف رودخانه باز شد تا اندک آبزیانی که با خوششانسی در تقلای زندگی بودند، از مرگ نجات یافته و نشانههای حیات نیز در رودخانه جاری شود.
نگاهی به گذشته میاندازیم. عبدالله طباطبایی دادستان وقت اردبیل در 23 مرداد 1401 از باز شدن پروندهای برای پیگیری بانیان مرگ رودخانه بالیقلوچای خبر داد. دادستان اردبیل تأکید کرد: مقصران تلف شدن ماهیهای بالیخلوچای باید پاسخگوی قصور خود باشند. همچنین تأکید شد: با عوامل و متخلفان تلف شدن ماهیان رودخانه با تشکیل پرونده قضایی به قید فوریت برخورد خواهد شد.
با گذشت یک سال از این اتفاق، همچنان حکم و نتیجه نهایی پیگیری قضائی عاملان تلف شدن ماهیهای بالیخلوچای برای مردم پوشیده است، اما ورود ارزشمند و قابل قدردانی دادستانی بعد از تلف شدن تعداد زیادی از ماهیها، حداقل باعث شد تا در آن سال اندک جانداران باقیمانده که در تقلای زندگی بودند، تلف نشده و قربانی بیتدبیری نشوند.
چرا از اتفاق سالهای گذشته درس گرفته نمی شود؟
با همه این تفاسیر قرار نیست از این اتفاق درسی گرفته شود. تکرار سناریوی مذکور باعث ایجاد این سؤال در افکار عمومی می شود که آیا شهرداری اردبیل، اداره آب و هر ارگان مرتبط دیگر از وظایف و همچنین تبعات زیست محیطی و اجتماعی اِهمال کاری خود آگاه هستند؟ چنانچه به این موضوع اِشراف دارند چرا داستان تلف شدن آبزیان هر سال تکرار میشود؟ بانیان تلف شدن جانداران رودخانه، چنانچه از نفرین و خدای این حیوانات زبان بسته نمیترسند آیا ابایی از قانون و جریحه دار کردن افکار عمومی و حامیان محیط زیست نیز ندارند؟!
به یاد داریم چندین سال پیش و در پی مرگ ماهیان رودخانه زاینده رود، محیط زیست اصفهان از بانی این اتفاق یعنی وزارت نیرو مطالبه خسارت نموده و اقدام حقوقی نیز برای پیدا کردن عاملان مرگ ماهیها را شروع کرد. حال محیط زیست اردبیل باید پاسخ دهد در طول این سالها چه شکایتهایی انجام داده است؟ اگر این پیگیریها به شکل درستی انجام شده چرا هر سال فاجعه مذکور تکرار میشود؟ و چنانچه قصور مذکور با نامه نگاری و مذاکره و برگزاری جلسات با دستگاههای مرتبط برطرف نشده، آیا موضوع را به صورت ملی با ایجاد حساسیت بیشتر از سوی سازمان متبوع خود، نمایندگان مردم در مجلس، نهادهای بازرسی و نظارتی دنبال کرده است یا نه؟
بهانه تراشی برای سرپوش گذاشتن به فاجعه مرگ جانداران
انجام عملیات عمرانی در حریم رودخانه بالیقلوچای اردبیل بهانه خوبی برای تکرار این فاجعه زیست محیطی شده است. همچنین بحران کم آبی نیز باعث دستاویز قرار دادن مرگ ماهیها میشود در شرایطی که با مدیریت صحیح آب میتوان جیره رودخانهها را که محل زندگی هزاران جاندار دیگر نیز است حفظ کرده و این گونه نفس آبزیان را نگرفت. البته اگر همچنان بر این باور باشیم که محیط زیست مسئله شعاری نبوده و دیگر جانداران نیز حق زندگی در زیر آسمان شهر دارند.

