اشتباهات والدین دیگر را تکرار نکنید

دکتر ساحل گرامی| روان شناس کودک
برای مایی که مربوط به نسلهای قبل هستیم، کودکی به معنی صبح تا شب بازی در کوچه و خیابان، دویدن، خاله بازی کردن، گل کوچیک و لیلی بازی کردن است. فارغ از هر چیزی فقط به بازی فکر کردن و سرخوش بودن از وقت گذرانی با دوستان. اما در دنیای امروز وقت خالی و بازی فیزیکی برای بچهها معنی ندارد. بچهها به محض این که بیکار میشوند، والدین استرس و عذابوجدان میگیرند که نکند بچههای دیگران مشغول آموزش هستند و فرزند آنها از قافله عقب مانده است. این دیدگاه باعث میشود تا مانع بچگیکردن فرزندشان شوند، اما چرا این دیدگاه اشتباه است؟
بازیهای کودکانه وقت تلف کردن نیست
بازی حلقه گمشده زنجیر کودکان ماست، به طوری که بازی را وقت تلف کردن و فرصتسوزی میدانیم و ترجیح میدهیم فرزندمان در معرض آموزشهای مستقیم قرار بگیرد. در حالی که بازی و کودکی دو عنصر جدا نشدنی از یکدیگر هستند و کودک بسیاری از مهارتهای ضروری برای زندگی خویش را از آن یاد میگیرد. خلاقیت و کنجکاوی دو مهارتی است که کودک از طریق بازی به آن مجهز می شود و جالب این جاست که هیچ کلاس آموزشی قادر به افزایش این دو مهارت در کودکان نیست. کودکان از طریق بازی میتوانند استرس خود را کم کنند و رابطه خود با والدین را بهبود ببخشند. در قالب بازی، کودکان قادر به شناسایی احساسات خود میشوند و تعامل سازنده با کودکان دیگر را یاد میگیرند، حتی تحقیقات نشان داده که به وسیله بازی پیشرفت تحصیلی کودکان افزایش پیدا میکند و سطح همکاری و قانونمندی آنها بیشتر میشود، پس زمین بازی بهترین جا برای کودکان است تا هم یاد بگیرند و هم لذت ببرند.
شناخت بیشتر دنیای کودک با سوال
سوالکردن از کودکان علاوه بر این که شما را با دنیای ذهنی آنها اشاره میکند، به کودکان هم فرصت تفکر و خلاقیت میدهد. وقتی میخواهید مکالمهای با فرزندتان شروع کنید، زیاد درگیر درست یا غلط بودن پاسخهایش نشوید. قصد شما باید این باشد که به بهترین حالت ممکن با فرزندتان ارتباط برقرار کنید. بیشتر درباره موضوعات موردعلاقهاش از او سوال کنید. بچهها صحبتکردن درباره چیزهای موردعلاقهشان را دوست دارند. ممکن است این گفتوگوهای صمیمی بهسرعت به بخش موردعلاقه روزتان تبدیل و باعث شود ارتباط نزدیکتری با فرزندتان برقرار کنید.
سوالاتی با پاسخ بله یا خیر مطرح نکنید
مطرح کردن سوالاتی از کودکان که نیاز به پاسخهای بیش از «بله» یا «نه» دارد، مزایای فوقالعادهای دارد. انجام این کار به رشد زبان، ارتباط، تفکر انتقادی و مهارتهای اجتماعی آنها کمک میکند. همچنین مکالمههای باکیفیت و مفید باعث تقویت خلاقیت، عزتنفس و اعتمادبهنفس او میشود و شاید مهمتر از همه، گوشدادن به جوابهای بچههایتان به شما کمک میکند آنها را بشناسید و پیوند شما عمیقتر شود. بهترین بخش این مکالمهها این است که فعالیتی بدون ساختار است و برای هر جایی مناسب است؛ مانند زمان ماشینسواری، انتظار در مطب پزشک یا سر میز شام. این رویکرد فضای امنی را برای فرزندان ایجاد میکند تا ایدهها و احساسات خود را بیان کنند. همچنین طبق پژوهشها، ارتباط سالم والدین و فرزندان، از اختلالات سلامت روان و مشکلات رفتاری در آینده پیشگیری میکند.
حد و مرزهای محبت به کودک
مطابق با دیدگاههای نوین روان شناسی، سن ایجاد اعتماد در کودک تا دو سال اول زندگی است. یعنی طی دو سال اول، باید بدون هیچ تردیدی تمام نیازهای کودک برآورده شود و پدر و مادر تمام نیازهای کودک را اجابت کنند. به این ترتیب کودک به این نتیجه میرسد که جهان، مکان امنی است و نیازی به احساس خطر نمیکند، بنابراین به اطرافیان بیاعتماد نمی شود و به دیده شک و تردید نمینگرد. همین موضوع زیربنای یک رابطه سالم در آینده در ارتباط با دیگر انسانها را فراهم میکند.
ضرورت قانونگذاری برای کودک بعد از 2 سالگی
بعد از دو سالگی لزوم گذاشتن قوانین و چارچوب برای کودک ضروری است، زیرا کودک مانند موجودی افسار گسیخته است که اگر مهار نشود، دردسرساز میشود و تربیت را در ادامه راه سخت میکند، ولی این به معنی این نیست که به کودک محبت نکنیم تا بچه لوس نشود. برای ابراز محبت به کودک فقط لازم نیست که قربان صدقهاش بروید، بلکه همین که با کودک بازی میکنید، یعنی محبت میکنید، وقتی با هم نقاشی میکشید، از او تعریف میکنید، با هم شعر میخوانید و … به نوعی در حال محبت به کودک هستید، ولی همزمان باید این را بدانید که در همین فعالیتها هم قوانین را باید رعایت کنید. مثلا اگر با او به پارک میروید، فقط میتواند یک ساعت بازی کند و بیشتر از آن نمیتواند در پارک بماند یا در هنگام نقاشی نباید آبرنگ را روی میز بریزد یا هنگام کشتی گرفتن نباید شما را کتک بزند. این کار به بچه یاد میدهد که من میتوانم در چارچوب قوانین خاصی با پدر و مادرم کاملا صمیمی باشم.
آسیبهای فراهمکردن تمام خواستههای کودک
متاسفانه بعضی والدین در قالب ابراز محبت، کودک را لوس و نازپرورده بار میآورند و تمام نیازهای کودک را اجابت میکنند. این دسته از والدین از تمام خواستههای غیرمنطقی فرزند اطاعت میکنند و به نوعی قدرت در رابطهآن ها جابه جا شده است. والدین با این کار باعث میشوند کودک به نوعی اشباع برسد و هیچ چیزی او را راضی و خوشحال نگه ندارد و این مسئله در بزرگ سالی برای او دردسرساز خواهد شد.

