کاریکاتوری شاعرانه از کلمات
نویسنده: سیدمصطفی صابری
«حتی نانوا هم جوش شیرین میزند؛ بیچاره فرهاد». این جمله عاشقانه و بامزه یک کاریکلماتور است. دهه چهل شمسی بود که جملات بامزه، تامل برانگیز و متفاوت پرویز شاپور، نویسنده، روزنامهنگار و شاعر کشورمان توجهات زیادی را جلب کرد و در نهایت هم این احمد شاملو بود که برای این قالب جدید و متفاوت عنوان «کاریکلماتور» را انتخاب کرد که ترکیبی بود از «کاریکاتور» و «کلمات». کاریکلماتورها نوعی شاعرانگی توام با طنازی دارند و سعی میکنند توجه مخاطب را به معنای دور کلمات و جملهها ببرند. پرویز شاپور مبتکر و اثرگذارترین فرد در این فرم از نوشتن بود که بعدها امثال سهراب گلهاشم، مهدی فرجاللهی (صاحب جمله ابتدای متن) و… آن را تکمیل کردند. در ادامه با این دنیای زیبا بیشتر آشنا میشویم.
برداشتی زیبا از زندگی
به این جمله از پرویز شاپور دقت کنید: «اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم». حالا به این هایکوی ژاپنی دقت کنید: «در مسیر رود، پرواز میکند پرستو، گویی جریان دارد». در کاریکلماتور ما معنای دوگانه و گاهی دور از ذهن اما بامزه یک جمله و تعبیر را استفاده میکنیم تا چیزی شبیه یک لحظه از زندگی، یا گاهی نگاهمان به زندگی را توصیف کنیم؛ هر چند کاریکلماتور میتواند شاعرانه، عاشقانه، صرفاً سرگرمکننده، سیاسی و حتی اجتماعی باشد. هایکوهای ژاپنی هم تا حدی همان کارکرد را در فرم دیگری دارند، یعنی ثبت یک لحظه از زندگی، یا توصیفی از زندگی یا روایتی از نگاهمان به زندگی، هر دو کوتاه هستند و شاعرانه. اما هایکو گستره کاربردی کاریکلماتور را ندارد.
چطور کاریکلماتور بنویسیم؟
بهترین راه نوشتن کاریکلماتور این است که اهل خواندنش باشید اما قبل از آن باید چند نکته را مدنظر قرار دهید:
۱ – زاویه دید متفاوت| باید تمرین کنید دنیا را از زاویه دیدی که خاص خودتان است، ببینید تا حرف تازهای داشته باشید، در دنیای کاریکلماتور حرف تازه و خاص، خریدار بیشتری دارد تا فرم خوب نوشتن.
۲- خلاقیت| خلاقیت چیزی نیست که با کاریکلماتور به دست بیاید؛ میشود خلاقیت را با کاریکلماتور توسعه داد اما نمیشود جرقه اولیهاش را با این فرم ادبی ایجاد کرد، بلکه مقدمه کاریکلماتورنویسی داشتن خلاقیت است. فیلم خوب دیدن، پیادهروی از مسیرهای مختلف، استفاده مدیریت شده از شبکههای اجتماعی و حفظ تمرکز، خوب دیدن جامعه، طبیعت و اتفاقات روزمره و… میتوانند خلاقیت ما را تقویت کنند.
۳- طنازی| میشود چند جمله قدیمی کاریکلماتور را بگذارید جلویتان و تغییر دهید اما نمیشود اسم این کار را تولید اثر تازهای بدانید. طنازی هم مثل خلاقیت تقویت میشود اما باید در ذات آدمها باشد. نباید جملهها را به زور خندهدار کنید.
۴-دغدغه داشتن| فرمول کاریکلماتورنویسی مثل داستان نیست که بتوان آغاز، میانه، نقطه عطف، گرهگشایی و شخصیتپردازی برایش تعریف کرد و آن را آموزش داد. همه چیز از ذوق و دغدغه شما برای آفرینش هنری و البته بیان موضوعی که میتواند برای مخاطب مهم یا کاربردی باشد، میآید. به این جمله تیزبینانه دقت کنید: «غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد». تیزبینی، طنازی و وجود زاویه دید مناسب در آن وجود دارد اما یک دغدغه مهم هم کار را تکمیل میکند، یعنی اینکه مخاطب بداند غم مثل دزدی است که اگر موجودی ما را بزند، تمامش را خالی میکند.
