• شناسه خبر : 10854
  • تاریخ انتشار : 15 مرداد 1398 - 11:18

فردی که برای سرقت وارد یک مغازه شده بود صاحب آن را با مانکن اشتباه گرفت و با عطسه صاحب مغازه کنار دیوار افتاد و از هوش رفت.

سارق دزد

شهرخوان: فردی که برای سرقت وارد یک مغازه شده بود صاحب آن را با مانکن اشتباه گرفت و همین اتفاق او را تا حد مرگ ترساند.

سارقی معتاد، نیمه‌های شب در یکی از محله‌های غربی بجنورد وارد یک مانتوفروشی و خیاطی شد و هرگز تصور نمی‌کرد که از سوی صاحب مغازه رو دست بخورد و شب ترسناکی را تجربه کند.

صاحب مغازه که مدعی شد سارق را بدجور ترسانده است، در این باره گفت: شبی به خاطر عقب افتادن برخی کارهای خیاطی تا نیمه‌شب بدون قفل کردن در، در داخل مغازه ماندم. بعد از اتمام کارهایم روی صندلی کنار مانکن‌های مانتو نشستم تا نفسی تازه کنم.

بی حرکت ایستادم تا حرکات سارق را زیرنظر بگیرم

همین طور که نور مخفی مغازه روشن بود ناگهان دیدم یک لحظه در مغازه باز و یک نفر با ظاهری ژولیده وارد مغازه شد. دستپاچه شدم و سریع کنار مانکن‌ها بی‌حرکت ایستادم تا حرکات سارق را زیر نظر بگیرم.

سارق مستقیم سراغ کشوی میز کار رفت تا شاید پولی پیدا کند اما چیزی گیرش نیامد چون از قبل خالی شده بود.

سارق از آشناها بود

شخص ناشناس در تاریکی ناگهان طرف مانکن‌ها آمد و چند لحظه آن‌ها را ورانداز کرد که در این لحظه ناگهان عطسه بلندی کردم و سارق که انتظار حضور کسی را نداشت از شدت ترس به لکنت زبان و در کنار دیوار افتاد و از هوش رفت. بعد از در جریان گذاشتن خانواده، برق‌ها را روشن کردم و دیدم سارق آشنا و متکدی محله‌مان است که مدام به دلیل مصرف شیشه در توهم سیر می کند.

او بعد از این که به هوش آمد به من گفت به خیال این که جن دیده از ترس زبانش بند آمده و غش کرده است. بعد از این اتفاق با التماس سارق شیشه‌ای که از خماری و گرسنگی نای ایستادن نداشت، همسرم از من خواست او را رها کنم چون به اندازه کافی ادب شده بود و همچنان از ترس به خود می لرزید.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

up