• شناسه خبر : 3836
  • تاریخ انتشار : 01 اسفند 1401 - 01:04

مدیران باید اعتقاد به گوش دادن داشته باشند. بنابراین یک مدیر باید بپذیرد که به غیراز خودش و تجربه اش افراد دیگری نیز می‌توانند در زمینه طرح‌ها و رویدادهای شهری به او کمک کند؛ در مراحل بعدی این عادت به گوش دادن باید به مردم عادی نیز منتقل شود.

یکی از مهم‌ترین ملزومات تحقق مشارکت، ارتباط منطقی مدیران شهر، نمایندگان و شهروندان با یکدیگر است؛ این ارتباط باید متناسب با شرایط محیطی انجام شود، شرایطی که بسته به مکان و در بازه های زمانی مختلف متفاوت است.

محیط شهر حاصل برآیند فعالیت ها، تفکرات، برنامه ها و رویکردهای مدیران و شهروندان آن است بنابراین در این راستا توجه به مسائل جامعه شناختی، همینطور آسیب شناسی رفتار مدیران و شهروندان اهمیت زیادی دارد؛ چنان‌چه موانع مشارکت در این سطوح شناخته شود، راه برای انجام مشارکت واقعی و سودمند باز خواهد شد.

 

مشارکت

 

برای شناخت بیشتر این موانع و دانستن راه حل آنها با مهدی ژیان‌پور، یک جامعه شناس به گفت و گو نشستیم که در ادامه می خوانید:

در زمینه اخذ مشارکت مردم، نظریات و تجربیات بسیاری وجود دارد، اما باید مطمئن شویم کسانی که ما را به مشارکت دعوت می‌کنند آیا اعتقادی به انجام مشارکت دارند؛ همینطور باید بررسی شود آیا کسانی که دعوت به مشارکت می‌شوند لوازم ورود و یا تمایل به انجام مشارکت را دارند. اگر کارگزاران در سطح نهادهای دولتی و عمومی اعتقادی به مشارکت مردم ندارند، نباید این انتظار را در آنان ایجاد و این مفهوم و واژه را مطرح کنند، زیرا حقیقتا نتیجه آن سرخوردگی و ناامیدی مشارکت‌کنندگان خواهد بود.

مدیران باید از طرح ها و تجربیات سایر افراد نیز کمک بخواهند

گام اول در اخذ مشارکت مردم، مدیران هوشمند هستند، اما قبل از آن، مدیران باید اعتقاد به گوش دادن داشته باشند. بنابراین یک مدیر باید بپذیرد که به غیراز خودش و تجربه اش افراد دیگری نیز می‌توانند در زمینه طرح‌ها و رویدادهای شهری به او کمک کند؛ در مراحل بعدی این عادت به گوش دادن باید به مردم عادی نیز منتقل شود.

جمعیت

بنابراین مدیران باید مردم عادی را در جایگاهی بدانند که نظرات و حرف‌های آنان می‌تواند به طراحان و برنامه‌ریزان در اجرای برنامه‌های خود کمک کند، البته راه سخت و دشواری در پیش است. علاوه بر آن ما به مردمی نیاز داریم که حرف معنادار بزنند؛ به طور مثال مدیرانی برای شنیدن و گوش دادن کاندیدا می‌شوند، اما اگر حرف جدی و معناداری از طرف مردم شنیده نشود، مشارکت موفقیت آمیز نخواهد بود، بنابراین عزم جدی برای گوش دادن و بیان حرف‌های جدی و معنادار برای تحقق مشارکت واقعی لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

باید عزم جدی برای گوش دادن و مستند سازی وجود داشته باشد

حداقل‌ترین شکل اخذ مشارکت در مدل‌های مدیریت شهری و سازمان‌های نو نهاد تشکیل جلسات با حضور نخبگان است. فرض می‌کنیم که عزم لازم برای گوش دادن به مردم داریم و مردم نیز حرف‌های جدی و معناداری برای گفتن دارند، اما در مرحله بعدی این سوال مطرح می‌شود که صحبت‌های مطرح شده در جلسات چه می شود؟

برای جلوگیری از کار تکراری، همچنین نشان دادن جدیت در ثبت و استناد مباحث مطرح شده، باید گفتگوها در جلسات نخبگانی به شکل روش‌مندی مستند شود، اما متاسفانه این مهم مورد غفلت قرار می‌گیرد؛ بنابراین باید در قالب سیستمی زمینه گفتگو نخبگان و متخصصان را فراهم کرد و نتایج این گفتگوها را ثبت و ضبط کند.

چنان‌چه همه تکنیک‌های اخذ مشارکت، گردآوری و عملیاتی‌ترین آن بررسی شود، یکی از پایه‌ترین و بنیادی‌ترین آنها تشکیل جلسات نخبگان و متخصصان در سطح شورای شهر، شهرداری و یا سازمان های مختلف است، اما مستندسازی دقیق نتایج بعد از این جلسات بسیار اهمیت دارد. البته این نتایج در قالب صورت جلساتی تنظیم می‌شود، اما از غنای لازم برخودار نیست، بنابراین عمق و فهوای کلام باید در این جلسات مورد توجه قرار گیرد.

چنانچه نتایج حاصله تجمیع، تحلیل، طبقه بندی و دسته بندی شود بسیاری از ایده های مردمی برای کارشناسان و تحلیلگران روشن خواهد شد، بنابراین نیازی به کار مجدد و تکراری نیست. در بسیاری از نقاط دنیا نیازهای مردم هر دو سال یکبار سنجیده می شود چون نیازهای آنان در این بازه زمانی تغییر پیدا می کند.

 

مشارکت

در یک بازه زمانی ۱۰ ساله می توان به یافته های همان پژوهش ها و مستند سازی های جدی و تخصصی مبتنی بر نظرات نخبگان و شهروندان اکتفا کرد. باید به مشارکت مردم معتقد بود و روش و فضا را به درستی انتخاب کرد تا زمینه انجام مشارکت فراهم شود؛ روش نیز باید عالمانه باشد بدین معنی که با انتخاب صحیح و به آرامی آگاهی و نظرات مردم را سنجش و با تصمیم گیری درست، فضا را به نحوی فراهم کرد که آنان تمایل و اشتیاق لازم برای مشارکت را داشته باشند.

رعایت این مولفه ها در زمینه مشارکت مردم از اهمیت والایی برخوردار است، اگر مشارکت شهروندان با رعایت اصول ذکر شده انجام بگیرد در برخی موارد مشکل سوژه بودگی نیز رفع خواهد شد. بنابراین باید از مستندات و پژوهش های گذشته در زمینه نظر خواهی و رتبه های خرد و میانی در قالب یک پایلوت استفاده کرد، زیرا آمادگی ساخت و سازها و پروژه های بزرگ در سطح شهروندی و در سطح مدیران وجود ندارد. درغیر اینصورت منابع مالی، انسانی، وقت و سرمایه به هدرخواهد رفت.

گفت و گو از: بهناز عرب زاده



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

up