• شناسه خبر : 40399
  • تاریخ انتشار : 20 آبان 1399 - 08:25

همسر جوانم مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم.

پاشنه کفش دختر
دختر جوان پس از بازداشت توسط اداره چهارم پلیس آْگاهی تهران : دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سواستفاده گر بچرخم و در آخر مرا در خیابان رها کرد.

۱۴ سال بیشتر نداشت و افسر پرونده برایم توضیح داد دو هفته پیش از منزلشان در یکی از شهرک های اطراف تهران گریخته و بعد از ۱۴روز سرگردانی در تهران در پارک شهر دستگیر شده است .

از دخترک که تینا نام داشت خواستم برایم از علت فرارش بگوید و اتفاقاتی در این چند روزه برایش افتاده است.

تینا گفت: چند ماه پیش از طریق اینستاگرام با پسری ساکن تهران آشنا شدم که فکر می کردم هم سن و سال خودم باشد. از او در مورد تفریحاتش پرسیدم و گفتم خیلی دلم می خواهد در یک مهمانی مختلط شرکت کنم و ببینم موادکشیدن و خوردن مشروب چه حسی دارد.

حامد گفت: اگر به تهران بیایی و زن من شوی می توانم تو را به پارتی ببرم و حسابی خوش بگذرانی!

من که از وعده های ازدواج حامد ذوق زده شده بودم و پنهانی مقداری پول و طلا از خانه مان برداشتم و راهی تهران شدم. وقتی طبق قراری که داشتیم در پارک شهر با حامد روبرو شدم به جای یک نوجوان هم سن و سال خودم با یک جوان ۳۰ساله روبرو شدم.

حامد گفت مرا صیغه می کند پس از عقد مرا با خود به خانه دوستانش برد و به جای پارتی سر از خانه های کارگری و مجردی اطراف بازار تهران درآوردم. دو هفته سرگردان بودم و حامد به من مواد مخدر داد و کاری کرد که دست به دست بین افراد منحرف و سواستفاده گر بچرخم و در آخر مرا در خیابان رها کرد.

خسته و مستاصل مانده بودم و نه پول داشتم نه روی بازگشت به خانه ، به همین دلیل بیکار و بی هدف در پارک شهر وقت می گذراندم که همکارانتان مرا پیدا کردند و به اداره چهارم پلیس آْگاهی تهران آوردند.

افسر پرونده با خانواده ام تماس گرفته وبرای تحویل گرفتن من راهی تهران شده اند.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

up