- شناسه خبر : 76137
- تاریخ انتشار : 12 اسفند 1403 - 10:13
جنگل فندقلو یکی از مهمترین ذخایر طبیعی ایران است که در سالهای اخیر با تهدیدات انسانی مواجه شده است. این مقاله ضمن معرفی تنوع زیستی منطقه، پیامدهای تخریب و راهکارهای حفاظت از آن را مرور میکند.

صادق پارسا
شهرخوان: در حاشیه جنوب شرقی شهر اردبیل، در دل دامنههای کوهستانی «بازغوش»، یکی از بینظیرترین زیستبومهای طبیعی کشور آرام گرفته است: جنگلهای فندقلو. این پهنهی سرسبز، نهتنها بهعنوان ذخیرهگاهی غنی از گونههای بومی و نادر گیاهی شناخته میشود، بلکه مکانی است برای تنفس شهروندان، طبیعتگردی و لمس آرامش در دل مه و درختان. اما متأسفانه این جنگل ارزشمند، امروز در آستانه فروپاشی زیستمحیطی قرار دارد؛ فروپاشیای که آرام و پیوسته رخ میدهد، اما اثرات آن میتواند غیرقابل جبران باشد.
جنگلهای فندقلو؛ یک گنجینه زیستی
جنگل فندقلو با وسعتی حدود ۹۱۳ هکتار، بهعنوان بزرگترین زیستگاه طبیعی گونهی فندق (Corylus avellana) در ایران شناخته میشود. این منطقه بهدلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود در مرز جنگلهای هیرکانی و ارسباران، بهعنوان یک اکوتون (منطقهی گذار بومشناختی) شناخته میشود که از نظر تنوع پوشش گیاهی و جانوری بسیار غنی است. گونههایی چون ممرز، توسکا، افرا، انواع گیاهان دارویی، و دشتهای گل بابونه، چهرهای متفاوت و چهارفصل از طبیعت ایران را در این جنگل ترسیم کردهاند.
افزایش گردشگری و آغاز بحران
جنگلها در کنار شهرها، نقشی حیاتی در سلامت روان و اوقات فراغت شهروندان دارند. اما اگر بهرهبرداری تفریحی بهدرستی مدیریت نشود، خود به عاملی برای تخریب تدریجی آنها تبدیل خواهد شد. فندقلو، قربانی همین توسعه بیبرنامه گردشگری است. در سالهای اخیر، با افزایش چشمگیر ورود گردشگران، بدون زیرساخت مناسب و بدون نظارت، جنگل فندقلو به شدت آسیب دیده است.
پارک خودروها در دل جنگل، ایجاد آتش بدون کنترل، تولید زباله، کوبیده شدن خاک و کندن شاخههای درختان، تنها بخشی از آثار سوء حضور بیضابطه انسان در این طبیعت بکر بوده است. طبق مطالعات، فشار تفرجی مستقیم باعث فشردگی خاک، کاهش کیفیت فیزیکی آن، کاهش توان نگهداری آب و در نتیجه کند شدن یا توقف رشد گیاهان شده است.
تغییر کاربری، دامداری، و قاچاق چوب
از دهه ۷۰ تا کنون، بخش چشمگیری از اراضی جنگلی فندقلو به زمینهای کشاورزی، ویلاهای شخصی و جادهها تبدیل شده است. آمارها نشان میدهند که بین سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۹۶، بیش از ۷۷۰۰ هکتار از مساحت جنگلی منطقه کاهش یافته است. بخشی از این تخریب ناشی از قطع درختان برای زغالسازی و مصارف نجاری است؛ بخشی دیگر مربوط به ساختوسازهای غیرقانونی در حریم جنگل و تغییر کاربری زمینها.
از سوی دیگر، چرای بیرویه دام نیز نقش عمدهای در از بین رفتن نهالهای جوان، کاهش پوشش گیاهی و فرسایش خاک دارد. دامها با لگدکوب کردن خاک، ساختار طبیعی آن را از بین میبرند و روند بازسازی طبیعی جنگل را مختل میکنند.
پیامدهای تخریب فندقلو
پیامدهای این روند نگرانکننده، نهتنها محیطزیستی، بلکه اقتصادی، اجتماعی و حتی اقلیمی هستند:
از بین رفتن زیستگاهها و کاهش تنوع زیستی
کاهش ظرفیت جذب دیاکسید کربن و تشدید تغییرات اقلیمی محلی
افزایش روانآبها، فرسایش خاک و بالا رفتن خطر سیلاب در مناطق پاییندست
کاهش کیفیت منابع آب زیرزمینی
آسیب به صنعت گردشگری پایدار منطقه
اقدامات لازم برای نجات فندقلو
نجات فندقلو نیازمند برنامهای جامع، چندبعدی و مشارکت تمام بخشهاست:
1. تدوین برنامه مدیریت گردشگری پایدار
ایجاد زیرساختهای مناسب برای پذیرش گردشگر، آموزش رفتار مسئولانه، مدیریت مسیرهای دسترسی و تعیین ظرفیت تحمل محیط، از اصول اساسی اکوتوریسم است.
2. ممنوعیت ورود دام و کنترل چرای بیرویه
با اجرای طرحهای قرق و ارائه راهکارهای معیشتی جایگزین برای دامداران، میتوان هم از جنگل محافظت کرد و هم منافع جوامع محلی را در نظر گرفت.
3. اجرای طرحهای جنگلداری اصولی
بهرهبرداری از جنگل تنها در صورت اجرای طرحهای دقیق علمی، احیای گونههای بومی، زراعت چوب، کنترل فرسایش و تولید نهالهای سازگار با منطقه میتواند پایدار باشد.
4. کنترل ساختوساز و حفظ مرز طبیعی جنگل
نظارت بر ساختوسازهای غیرمجاز، تثبیت حقوقی کاربری اراضی جنگلی و برخورد قانونی با متجاوزان، یک ضرورت فوری است.
5. مشارکت عمومی و آموزش
آگاهسازی مردم، مدارس، گردشگران و ساکنان روستاهای اطراف درباره اهمیت جنگل فندقلو، نقش بسزایی در تغییر رفتار جمعی خواهد داشت.
نتیجهگیری: مسئولیت مشترک، آینده مشترک
فندقلو تنها یک نام روی نقشه نیست؛ بخشی از هویت طبیعی، اکولوژیکی و حتی فرهنگی ایران است. جنگلی که بهدلیل زیباییاش به یکی از محبوبترین مقاصد گردشگری تبدیل شده، اکنون قربانی همان محبوبیت بیمدیریت شده است. اگر امروز در برابر این تخریب سکوت کنیم، فردا دیگر چیزی برای حفاظت نخواهد ماند. اکنون زمان آن رسیده که از تخریب به توسعه پایدار، و از مصرفگرایی به حفاظت هوشمندانه حرکت کنیم. این یک مسئولیت همگانی است؛ از مسئولان تا گردشگران، از بومیان تا دانشآموزان.




