- شناسه خبر : 7688
- تاریخ انتشار : 01 دی 1402 - 12:54
غفار پارسا

زمین لرزه خوف انگیز رودبار در سال ۱۳۶۹ باعث شد تا آییننامهای برای مقاومسازی بناها تصویب شود، اما با وجود گذشت ۱۳ سال (و وقوع زمین لرزههایی با خسارتها و مرگ و میرهای کمتر در این فاصله) آن آییننامه جدی گرفته نشد و هنگامی که قرعه مرگ به نام شهروندان بمی در آمد، زیان سنگین ناشی از تصمیمات اجرا نشده یا به تعویق افتاده» خود را نشان داد.
فاجعه بم را فقط با یک دیدگاه میتوان خسارت ناشی از عدم برنامههای توسعه ناپایدار و مدیریت قلمداد کرد. ساخت و ساز عنانگسیخته در سرزمین لرزهخیز و در نزدیک گسلی شناخته شده و رشد سریع جمعیت و تراکم آن در نقطهای که برای آن ظرفیتسازی نشده است از عواملی بوده که یکی از مرگبارترین فاجعههای طبیعی جهان را رقم زد.
وقوع چنین زلزله مهیب و ویرانگری و نیز این که ایران یکی از کشورهای زلزلهخیز جهان است که هر چند سال یکبار زلزلهای مرگبار در آن رخ میدهد، تاکنون باید درسهای بسیاری به ما آموخته باشد.
امروزه بسیاری از شهرها و در صدر آن تهران از یک عامل به شدت در عذاب است و آن نوع ساخت و ساز خانه هایش می باشد. شهری که نه تنها از نظر نوع معیشت ساکنانش بلکه از لحاظ نوع مسکن و شکل و شمایل آن هم به دو نیمه شمالی و جنوبی و به دو دنیای متفاوت تبدیل شده است. اما مشخصاً ساکنان این شهر آنچنان در گیر و دار مسائل زندگی قرار گرفته اند که گویی به هر چیزی فکر می کنند غیر از زلزله.
ریزش یک ماه پیش یک ساختمان ۷ طبقه در منطقه سعادتآباد و مدفون شدن ۱۸ کارگر در زیر خروارها آوار هشدار دوباره و جدی بر مسولین ساخت و ساز داد.وقوع چنین حوادثی بهانه یی شد تا مسوولان شهری بار دیگر رعایت نشدن اصول ایمنی در ساختمان سازی را به یاد بیاورند.
مقاوم سازی” در علم مهندسی عمران به معنای بالا بردن مقاومت یک سازه (ساختمان) در برابر نیروهای وارده میباشد. امروزه از این اصطلاح بیشتر در مورد نیروی زلزله استفاده میشود. ازدیدگاه علمی، مقاوم سازی واژهی کاملا درستی برای این منظور نیست چرا که منظور از اصطلاح “مقاوم سازی” به طور قطع بالابردن مقاومت در برابر نیروی زلزله نیست بلکه منظور بهبود عملکرد اجزای سازه (ساختمان) در برابر نیروی زلزله است. به همین دلیل اصطلاح “بهسازی” و در حالت خاص برای نیروی زلزله، “بهسازی لرزه ای” اصطلاح درست تری می باشد.
شناخت سیکل و فرایند بحرانها، نقاط حساس، شدت و ضعف حادثه احتمالی، تجارب سایر کشورها و نیز علائم و نشانههای احتمالی و… از جمله اقدامات و تدابیری است که دستگاههای مسئول میبایست مدتها قبل از وقوع بحرانها آغاز و به شکل منظم و منسجم پیگیری کنند.
سیاست وزارت مسکن و شهرسازی در حالی بر مقاوم سازی بافت های فرسوده قرار دارد که در استقامت بناهای تازه تاسیس با توجه به توزیع مصالح ساختمانی غیر استاندارد ابهام جدی وجود دارد.
این در حالی است که هم اکنون با فرصت طلبی تعداد زیادی سودجو، تفکیک مصالح استاندارد از غیر استاندارد برای مصرف کننده دشوار بوده و مسوولان دولتی نیز به رغم آگاهی از این معضل، دامنه نظارتی خود را بر کارگاه های تولیدی افزایش نداده اند.
چنانچه به گفته معاون وزیر کشور فقط سه درصد از گچ ساختمانی و بلوک های سیمانی کشور استاندارد هستند و کیفیت بتون نیز با وجود تولید در بهترین شرایط از استاندارد لازم برخوردار نیست. اظهارات این مقام دولتی درحالی بیان می شود که دولت نهم اولویت پروژه های عمرانی خود را در توسعه ساخت و ساز و بهسازی واحدهای مسکونی تعریف کرده است، اما در چنین شرایطی توزیع مصالح ساختمانی غیراستاندارد که امنیت جانی ساکنان خانه ها را تحت الشعاع قرار می دهد با گسترده تر شدن دامنه فعالیت سودجویان، وضعیت توسعه ساخت و سازها را با اما و اگر جدی مواجه کرده است.
با این همه، افکار عمومی از مسوولان و متولیان امر انتظار دارد، ضمن اجماع برای طراحی یک نظام هماهنگ، کارشناسی و همهجانبه ساختوساز، با خاطیان این حادثه خاص برخورد شود. متاسفانه نهادهای اداری نشان دادهاند که تا چه میزان نسبت به انجام وظایف خود در قبال شهروندان، بیمسوولیت و غیرمتعهد هستند.
به هرحال امروزه مسأله مقاومسازی در هر دو زمینه (چه ساختمانهای قدیم و بافت فرسوده و چه ساختمانهای نوساز) مطرح میباشد. در مورد نوسازی ساختمانها نیاز به ضوابط منسجمتری برای کنترل دقیق طراحی، ساخت براساس نقشههای اجرائی، جوشکاری صحیح و بتنریزی قابل اعتماد وجود دارد مخصوصاً حتی پس از محاسبات و طراحی مناسب، ضعف جوشکاری در ساختمانهای فلزی و کم بودن مقاومت بتن در سقف و پی ساختمانهای فلزی و در کل ساختمانهای بتنی، معضل بزرگی میباشد و هیچ نوع کنترلی بر آنها وجود ندارد.




