• شناسه خبر : 1907
  • تاریخ انتشار : 06 مرداد 1397 - 06:59

آیا انتزاع شهرداری از وزرات کشور و واگذاری امور آن به وزارت راه و شهرسازی می‌تواند راه‌حل پایدار مشکلات کلان‌شهرها باشد؟

پایگاه خبری تحلیلی شهرخوان به بهانه اظهارات اخیر رئیس مجلس شورای اسلامی که واگذاری امور شهرداری به وزارت راه و شهرسازی را نقشه عبور از مشکلات ساخت و سازهای شهری عنوان کرده، به بررسی تاثیرات مثبت و منفی چنین تصمیمی در صورت اجرایی شدن، پرداخته است.

اگرچه تصمیات کارشناسی مناسب در سطوح عالی سیاست گذاری از سوی مسئولین همچون «انتزاع شهرداری از وزرات کشور» می‌تواند با ایجاد تغییر در ساختار، پیامدهای مثبتی در بهبود فرایند ساخت و ساز به دنبال داشته باشد؛ ولی ایجاد تحول اساسی، پایدار و سازمان‌یافته در مدیریت شهرها مستلزم راه‌حل های تجربه شده دنیا است. تحقق مدیریت یکپارچه شهری یکی از این تجارب است که اجرای آن می‌تواند پایان موازی ‌کاری و تفکیک وظایف مدیریت شهری از دولت باشد.

با وجود رشد فزاینده شهرنشینی در ایران که بیش از ۷۴ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد، و نیز با توجه به اهمیت و حساسیت اجتماعی شهرداری‌ها، متاسفانه اختیارات لازم به شهرداری‌ها تفویض نشده و مدیریت شهری فاقد جایگاه قانونی لازم و تاثیر گذار در حوزه فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی کشور است.

هنوز بخش قابل توجهی از وظایف متعارف مدیریت شهری در حوزه وظایف و اختیارات قانونی سایر دستگاه‌های اجرایی دولت پیش بینی می‌شود. این در حالی است که بر اساس مطالعات تطبیقی در بیشتر کلان‌شهرهای دنیا، وظایف اجتماعی و فرهنگی جزو وظایف قانونی شهرداری‌ها تلقی می‌شود.

عدم تحقق مدیریت یکپارچه شهری یکی از مهمترین چالش‌ها و آسیب‌های جدی حال حاضر در مدیریت کلان‌شهرها محسوب می‌شود. ضرورت این موضوع زمانی بیشتر حس می شود که شاهد فعالیت موازی حدود ۲۰ سازمان و یا نهاد مستقل در حوزه فعالیت‌‌های فرهنگی باشیم.

وضعیت کنونی متاثر از طراحی ساختار نامتناسب برای اجرای ماموریت‌ها بیانگر آن است که در حوزه فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی هیچ‌گونه وحدت مدیریت وجود ندارد. بروز مشکلاتی مانند به‌‌روز نبودن قانون شهرداری، مشخص نبودن تعریف و تفکیک وظایف ملی از محلی، کم‌توجهی به رفع مسائل و مشکلات مدیریتی شهرها از سوی دولت، افزایش مسائل اجتماعی، سطح پایین مشارکت مردم در اداره امور شهرها، افزایش هزینه‌ها، موازی‌کاری و جزیره‌ای شدن فعالیت‌ها ازجمله ی این مسائل است.

این در حالی است که در کشورهای توسعه‌یافته شاهد روند رو به رشد افزایش وظایف و اختیارات شهرداری‌ها به ویژه در حوزه اجتماعی و فرهنگی زیر چتر حکمروایی شهری در قالب حکومت‌های محلی هستیم. گفتنی است در این کشورها اداره شهرها و نظارت بر امور شهری به پارلمان محلی (شورای شهر) و در مقابل امور ملی و بین المللی در حوزه وظایف پارلمان ملی (مجلس شورای اسلامی) قرار دارد.

تحقق مديريت يکپارچه شهری را می‌توان یکی از چالش‌های مهم مديريت شهری دانست؛ که علیرغم پیش‌بینی آن در برنامه‌های سوم، چهارم و پنجم  توسعه کشور، در کمال تاسف تاکنون محقق نشده است. با وجود اینکه رئيس‌جمهور وقت در ۹ ارديبهشت سال ۱۳۹۵ و در جمع اعضای شورای شهر مراكز استان‌ها خبر از تدوین این لایحه داد و مسئولین امر نیز در وزارت کشور خبر از ارسال لایحه تا شهریور همین سال به مجلس را داده‌اند؛ ولی هنوز با وجود انطباق آن با اصول فصل هفتم قانون اساسی، به دلایل مختلف شهرهای ما براساس قوانین ۶۴ سال پیش اداره می شوند.

مقاومت بدنه دولت با واگذاری برخی از امور به مدیریت شهری به دلایل غیرکارشناسی و نگرانی از محدود شدن قدرت و اختیار با واگذاری برخی مسئولیت ها را می‌توان از جمله دلایل مخالفت با این لایحه و عدم استفاده از شیوه‌های نوین مدیریتی در شهرها برشمرد./ برگرفته از کتاب مشارکت مردم در مدیریت شهری، نشر مربع
گردآوری: فرزاد تقی زاده

انتهای پیام



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

up