- شناسه خبر : 68872
- تاریخ انتشار : 11 آبان 1401 - 12:33
باقیماندن ترس در کودک اگر درمان نشود به مرور تبدیل به بیماری ترس بیمورد و بیاساس (تشویش) میشود.

هیچ بچهای ترسو به دنیا نمیآید. سرمنشا ترس کودک، اعم از اینکه معقول باشد یا نامعقول، باید در تجارب آنها جستوجو شود.
البته ممکن است بهدلیل تفاوتهای شخصیتی و ارثی برخی بچهها محافظهکارتر و برخی دیگر بیباکتر از بقیه باشند.
با وجود این همه کودکان در مقطعی از زندگی خود ترس و وحشت را تجربه میکنند که همین مسئله هم بخشی از رشد طبیعی آنها بهحساب میآید.
اما ترسهای کودکی درصورتی غیرطبیعی قلمداد میشوند که دائمی باشند و در کودک باقی بمانند.
1- ترس از محلهای جدید
بعضی اوقات کودکان با رفتن به محلهای جدید و بهدلیل ناشناختهبودن آن محل و تغییراتی که در زندگیشان بهوجود آمده است دچار ترس و واهمه میشوند. مثلا موقعی که خانواده به خانه جدیدی نقل مکان میکنند بهدلیل ناشناختهبودن فضا برای کودک و آشنایی نداشتن با موقعیت محل جدید، کودک دچار ترس شده و حتی ممکن است دچار شب ادراری یا ناخن جویدن شده و یا تمایل به خوابیدن کنار پدر و مادر داشته باشد.
یکی دیگر از دلایل ترس در کودکان دیدن فیلمهایی است که متناسب با سن آنها نیست و متأسفانه برخی خانوادهها توجهی به این مسئله ندارند که دیدن فیلمها و یا انیمیشنها باید متناسب سن کودک باشد؛ چراکه در غیر این صورت کودک با دیدن برخی صحنهها دچار ترس و وحشت میشود.
کودک بهدلیل اینکه مغزش هنوز رشد کافی ندارد قابلیت تجزیه و تحلیل برخی صحنههای فیلمها را ندارد و نمیتواند ارتباط زمانی و مکانی و علت و معلولی را در آنچه تماشا میکند درک کند. ترس از مراکز درمانی و یا روپوشسفید پزشکان و پرستاران نیز در بسیاری از کودکان دیده میشود. جیغ و گریه بچهها با دیدن روپوش سفید پزشکان و مقاومت آنها در برابر رفتن به داخل مطب، صحنه آشنایی برای بسیاری از پدر و مادرهاست.

2- ترس از جدایی
ترس در کودکان ازجمله مسائلی است که همه پدر و مادرها با آن روبهرو هستند. اما ترس از چه زمانی در کودکان بهوجود میآید. علل بهوجودآمدن ترس در کودکان، متفاوت است. برخی از کودکان بهدلیل شاغلبودن مادر ناچارند تا ساعاتی از روز را در مهدکودک و یا نزد اقوام خود باشند، همین موضوع باعث میشود تا حس امنیتی که کودک در خانه و کنار مادر داشته، خدشهدار شده و همین حس ناامنی باعث ترس او از جدایی مادر شود. به همین دلیل این کودکان هر روز هنگام جداشدن از مادر گریه کرده و شاید تا ساعتها بعد از جدایی گریهشان تداوم داشته باشد و این داستان هر روز صبح تکرار شود. برخی از کودکان هم با رسیدن به سن دبستان و جدایی از مادر برای رفتن به مدرسه دچار این ترس میشوند و تصور میکنند با رفتن به مدرسه مادرشان را از دست میدهند و یا مادر او را برای همیشه رها کرده است.
3- ترسهای القایی
برخی والدین برای اینکه بتوانند فرزندشان را مطیع کنند از تهدیدکردن استفاده میکنند. مثلا برای اینکه کودک خود را وادار کنند که داروهایش را بخورد به او میگویند اگر قرصت را نخوری دوباره میرویم دکتر تا آمپول بزند و یا اگر غذا نخوری دکتر آمپولت میزند. یا اگر زود نخوابی، «لولو» میآید توی اتاقت.
برخی کودکان هم در سن دبستان از این ترس دارند که اگر تکالیفشان را به موقع و درست انجام ندهند مثلا معلم آنها را از کلاس بیرون کند و یا جلوی دیگر دانشآموزان او را دعوا کند. ترس از حیوانات هم یکی دیگر از ترسهایی است که در کودکان مشاهده میشود. معمولا کودکان 4تا 5ساله از حیواناتی نظیر سگ میترسند و از نزدیکشدن به او خودداری میکنند. تصویر دویدن سگ به سمت کودکان و در عین حال با صدای بلند پارسکردن تصویر جالبی برای کودکان نیست. برخی والدین هم هستند که از حیوانات میترسند و این ترس خود را به کودکان نیز منتقل میکنند.
در این باره بخوانید: روش درست در برخورد با ترس کودکان
برای مقابله با این نوع ترس، بهترین راه نزدیکشدن قدم به قدم با موضوع ترسآور است. بهترین راه این است که به جای اینکه به کودک خود بگوییم سگ ترس ندارد، قدم به قدم به ترس نزدیک شوید و به کودک خود فرصت بدهید تا تجربه بیخطر و تحت نظارت شما را داشته باشد. مثلا زمانی که سگ خوابیده است میتوانید به آرامی به او نزدیک شوید و به کودکتان اجازه بدهید تا به سگ نگاه کند.




